خرید بک لینک
حاجی دونیمردی بی ریش,ولی با ریشه...این چند روزِ آروم...متاسفانه بازم نشد که درستو حسابیدرس بخونمو این موضوع بار روانیه سنگینی برام داشت...و خدارو شکر که الان حالم خوب شدهبه لطف تجربه ی پدر و پرستاریه مادر و نسخه های خودم (چه شَوَد...)این دو روز اخیر،روزای آرومیو گذروندمو خیلی ازین بابت راضیمو خدارو شکر میکنمامشبم که مشغول تغییر دکراسیون اتاقم به سبک یه کنکوری وحشی بودم...خوب،همه چی خوبه،فقط میخواستم اینو بنویسمچند روزه که هوا بارونیو سرده،همون هوایی که من دوست دارم،یه هوای زمتونیه اصیلچند روزه آ

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:05

حاجی دونیمردی بی ریش,ولی با ریشه...همچنان آروم...گویا مشکلات از جنگ با ما خسته شدنیا شکستی چیزی خوردنشایدم گریبان گیر یه بنده خدای دیگه شدنیا شایدم هستنو به چشم نمیان !یا این که رفتن یه نفسی تازه کنن!در هر صورت فعلا که خبری نیست،امیدوارم این آرامشآرامش قبل از طوفان نباشه! از هرچه بگذریم،سخن دل خوشتر است (خود گفته...!)دلمون بدجوری هوا برفو بوران کردههوای سردیخ بندونمثل دوران شیرین کودکیلباس زیادو ژاکت گرمو،دو تا جورابوکِز کردن کنار بخاریو،شوفاژو این حرفا...حتی عقب ترآلادینو،کُرسیو،چای گرم،بعد برف

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:05

حاجی دونیمردی بی ریش,ولی با ریشه...چندی که بر ما گذشت..نمیتونستم تند تند سر بزنمعذر خواهی میکنم از دوستانی که تند تند بهشون سر میزدمو،این چند وقت نزدماین چندی که بر ما گذشت،خیلی خوب بود(به غیر از این قسمت که بازده درسیم خیلی اومد پایین...)اول این که برف اومد،دوم این که هوا سردتر شد،سومم این که یه سفر خیلی خوب به اتفاق دوستام به شمال داشتیمکه توی پاییین این پست یه سری از عکس هایی که گرفتمو میذارم ببینینبرا خودمم میمونن (باقی خواهند ماند)اگه قسمت های خوب و بَد این چند وقترو کنار هم بذاریمیه چیز مت

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:05

حاجی دونیمردی بی ریش,ولی با ریشه...جلدی میرم،جلدی میام...و مایی که امتحان نداریم!حسو حال درس خواندن فرایمان گرفتهبه همین خاطر،چندی در جوار وبلاگِ جان و شما دوستانِ گرامیتر از جان نخواهیم بود(بسیار کمتر)باشد تا همواره عنایت به لختیِ نبود بندهو سکوت حاج سینا،سر زلف را خم نکنیدو در این مسیر پر برکت مارا آغشته به غم مکنیدشاعر در این باره میفرماید: زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم/ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم  مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر/سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم  زلف را حلقه مکن تا نکن

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:05

حاجی دونیمردی بی ریش,ولی با ریشه...یه چای گرم،با یه گلوی صافو خیال راحت (ویژه تولد)روزی که میشه گفت،یکی از بهترین تولد ها،و روز های عمرم بودروزی که خوشی های کوچیکو بزرگدست به دست هم دادنو باعث شد یه خاطره ی خوب رقم بخورهبالاخره(به لخره) بعد از مدت ها تونستم به خودم بقبولونم که آدم تواناییمتونستم با خیال راحتبشینم رو مبل اتاقمیه چاییه گرمبا یه گلوی صافو خیاله راحت بخورمتونستم به خودم بگم دس خوش حاجی،دس خوشخلاصه که این آخر هفترو هیچوقت فراموش نمیکنمآغوش مامان و لبخند رضایت بخش بابا،خوشحالیه خواهرو

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:05

حاجی دونیمردی بی ریش,ولی با ریشه...سومین اتفاق خوب این ماه...که بعد تولدم و اون اتفاق خوب که هم زمان با تولدم افتاداین سومین اتفاق خوبی بود که تو این ماه برام پیش اومدخوبه دیگه،مگه آدم چند تا اتفاق خوب میخواد تا خوشال باشه؟اصن انگار همه چی دست به دست هم داده بودنکه به من خوش بگذرهجاده،آبو هوا،زمان،دوستام،اتوبوس،ترمینال...عالی بودیه مسافرت ۲ روزهدیروزم که بارون،امروزم که کمک به خواهرهمه چی خوبه،اوضاع رو به راههخلاصه که زندگی فی الواقع (فلواقع) با ما نرمهتا ببینیم بعدا چی میشه...    با اقتدارحاج س

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:05

حاجی دونیمردی بی ریش,ولی با ریشه...حالم خوبه،ولی کم انرژیبالاخره (بلخره) هوای مورد علاقم...این چند وقتی که نیمدم سه تا تولد رو پشت سر گذاشتمتولد دوستم و تولد خواهرم و باز تولد دوستم (که امروز باشه)این چند وقت یه مسابقه هم داشتیم که بردیمفردا هم باز یه مسابقه داریمبا آنالیزی که ازشون داریم،فکر میکنم میبریمرفتم کتابای کنکوریه سال پیش دوستمو ازش گرفتمخیلی زیاد بود،هنوز در حال طبقه بندیشونمالانم از تو پلی لیستمداره "خسته شدم" از قمیشی پخش میشهخسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشتبس که ترانه خوندمو ع

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:05

حاجی دونیمردی بی ریش,ولی با ریشه...اعصابه بعد مصدومیت ۲ هفته یی دور خواهم موند اشکال نداره مصدومیت هم جز‌یی از ورزشه دیگه من انقدر از این چیزا کشیدم... ۲ هفته پیشم چونم خورد زمینو باز شد     دردشو میشه تحمل کرد این که از لحاظ روحی داغون میشمو،کاریش نمیشه کرد... دلمان گرفته...    با دل گرفتگیحاج سینا

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:05

حاجی دونیمردی بی ریش,ولی با ریشه...تو ای ساغر هستی ...خیلی گذشته ازون زمان های خوبهر روز چقدر بزرگتر میشمیاد باد،یاد گذشته شاد بادجالبه که هنوز اینجا پا برجاست....    با اقتدارحاج سینا 

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:05

صفحه بندی